بصيرت:1-
نقش دروغ و شايعه در آينده: متاسفانه سايت آينده نقش زيادي در ايجاد شايعه
و اخبار غيرواقعي در فضاي مجازي و رسانهاي كشور دارد كه اين شايعات
بلافاصله به عنوان خبر موثق در روزنامهها و سايتهاي مختلف منعكس ميشود.
الف) دروغ ها و شايعات انتخاباتي
در روزهاي تبليغات انتخابات اخير، سايت آينده به مركز نشر اخبار كذب و
غيرواقعي و نيز شايعات بياساس تبديل شده بود. يكي از بزرگترين شايعات و
دروغهاي آينده، شايعهاي بود كه درست در شب انتخابات منتشر شد. بعد از
انتشار نامه سرگشاده آقاي هاشمي رفسنجاني، اين سايت يك شايعه را در قالب
خبر موثق و به نقل از يك منبع آگاه منعكس كرد:
«شب گذشته و تنها چند ساعت پس از انتشار نامه هاشمي رفسنجاني به رهبر
انقلاب، وي با آيتالله خامنهاي ديدار كرده است. بنابر اظهار يك منبع
آگاه پس از اين ديدار، آيتالله هاشمي رفسنجاني با ابراز خرسندي و رضايت
كامل از گفتگوهاي انجام شده، اظهار داشت: اين ديدار يكي از ديدارهاي
كارساز من با رهبري معظم انقلاب بوده است.»
با انتشار اين خبر، بلافاصله پيامكهايي هم با هدف تاثير گذاري بر
نتيجه انتخابات منتشر شد كه ادعا ميكرد«رهبر انقلاب در ديدار هاشمي
رفسنجاني به وي گفته است: مردم در مرحلهاي هستند كه بايد خودشان معروف را
از منكر تشخيص بدهند، اميد است مردم با راي خود جواب دروغگويان و كساني كه
به سرمايه هاي نظام توهين كردن رو بدهند!!»
خوشبختانه بلافاصله بعد از انتشار اين دروغ آشكار، سايت مقام معظم
رهبري با تكذيب اين ادعا تصريح كرد كه «در پي شايعات مطرح شده در خصوص
پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه حجتالاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني، يك
مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبري ضمن تكذيب اين شايعه اعلام داشت
هيچگونه پاسخ شفاهي يا كتبي به اين نامه از سوي معظم له داده نشده است.»
واكنش آيندهايها به اين تكذيبيه جالب بود. آينده كه خود
اين شايعه را به راه انداخته بود، آن را به گردن فارس و رجا انداخت و در
واكنشي همراه با عصبانيت نوشت:
«بنابر گزارش خبرنگار آينده اين رسانه ها (فارس و رجا)
ابتدا شايعاتي درباره پاسخ رهبري انقلاب به نامه آيت الله هاشمي توليد
كرده و سپس به نقل از فردي نامعلوم در روابط عمومي دفتر رهبري آن را تكذيب
كردند؟؟!! اين در حاليست كه بنا بر اطلاعات موثق اصولا قرار بر ارائه
پاسخي به آيت الله هاشمي قبل از انتخابات نبوده است. بنابر برخي اخبار،
سيماي جمهوري اسلامي نيز مرتبا تكذيبه مذكور را زيرنويس كرده و سايت رهبري
نيز آن را نمايش داده است در حاليكه خبر ارسال اصل نامه كه در مطبوعات و
خبرگزاريها منتشر شد، در صداوسيما بايكوت شد و تاكنون تكذيب رسمي يك شايعه
كه توسط هيچ رسانه داخلي و خارجي منتشر نشده توسط روابط عمومي دفتر رهبري
بيسابقه بوده است و اين اقدام افكارعمومي را نسبت به اصل نامه ارسالي
هاشمي رفسنجاني بيشتر حساس ميكند.»
مسئولان سايت آينده آنقدر از اين مساله عصباني شده بودند
كه فراموش كردند منبع اصلي اين شايعه خودشان بودهاند نه خبرگزاري فارس و
يا رجانيوز. از همه جالبتر آنكه آيندهايها حتي براي دفتر رهبري هم تعيين
و تكليف كرده بودند كه چرا به اين شايعات واكنش نشان داده و آنرا تكذيب
كرده است؟!
ب) شايعات و دروغهاي آينده درباره مراجع و علما
يكي ديگر از شگردهاي سايت آينده در انعكاس اخبار
غيرواقعي، سوءاستفاده از اخبار مربوط به علما، مراجع، روحانيون و اخبار
حوزههاي علميه است. اين سايت در ماههاي گذشته با انعكاس اخبار مختلف و
تيترهاي جنجالي چون نارضايتي گسترده علما، نارضايتي حوزه هاي علميه، جلسات
محرمانه روحانيون و مراجع و … شايعات و دروغهاي بياساس زيادي را هم
منعكس كرده است كه منبع بسياري از آنها حدس و گمان خود آيندهايها است و
در برخي موارد شيطنت آنها!
البته در اين زمينه سايتهايي چون شيعه نيوز و شيعه
آنلاين هم به همراه سايت آينده نقش زيادي در به راه اندازي چنين شايعاتي
داشتهاند. شايعاتي از قبيل مهاجرت مراجع قم به نجف و يا دعوت مراجع قم از
آيت الله سيستاني براي مهاجرت به ايران! معمولا شيوه تنظيم اين خبرها به
گونهاي است كه ميخواهد به خواننده خود، نوعي نارضايتي و تقابل ميان علما
و مراجع تقليد را با نظام و رهبري القا كند. گاهي هم تا آنجا پيش ميروند
كه ناراحتي برخي مراجع و علما را از دولت به نارضايتي آنها از نظام و
انقلاب تعبير ميكنند!
آقاي رسول جعفريان هم اخيرا در مطلبي كه در آينده منتشر
شد، با مقايسه جمهوري اسلامي و رژيم شاه، گفته بود كه مراجع در زمان شاه
هم جلوي برخي اقدامات شاه ميايستادند! وي همچنين در مقالهاي با عنوان
«مسئول شكاف ميان مراجع و نظام كيست؟» نوشته است:«اگر امروز مراجع برابر
دولت موضع گرفته و آن را نامشروع بدانند- و مطمئن باشيم كه از همديگر
حمايت هم خواهند كرد ـ ممكن است اين مخالفت به تدريج به مخالفت با نظام
بينجامد!»
البته آينده كه از يك سو، خبرهاي غيرمستند و غيرموثق و حتي شنيدههاي
خود و دوستانش را به اين شيوه نقل ميكند، بيانات رسمي و صريح مراجع عظام
تقليد را درباره ولايت فقيه و رهبري و انقلاب و مسائل روز به راحتي سانسور
ميكند و يا با تيترهاي خنثي و حذف بخشهاي مهم سخنان علما، به راحتي از
كنار آن ميگذرد.
مثلا نحوه انعكاس سخنان مراجع تقليد را در ديدار با هيئت
موتلفه و دفاع قاطع آنها را از نظام و انقلاب و ولايت فقيه مقايسه كنيد با
مسالهي اختلاف روز عيد فطر. در ماجراي اعلام عيد فطر اين سايت به همراه
سايتهايي چون شيعه نيوز و شيعه آنلاين (و البته برخي سايتهاي دولتي و
اصولگرا) به تقابل ميان مراجع و رهبري دامن زد. اما از سوي ديگر بيانات
صريح و شفاف علما را در حمايت از رهبري و ولايت فقيه خيلي راحت ناديده
گرفت!
نمونهي ديگر رفتار متناقض آينده، نحوه انعكاس اخبار
مربوط به آيت الله جوادي آملي در اين سايت است. آينده كه در روزها و
هفتههاي بعد از انتخابات، برخي سخنان آيت الله جوادي آملي را در راستاي
سياست هميشگي خود و به منظور القاء تقابل ايشان با رهبري و نظام منعكس
ميكرد، سخنان و حمايت صريح و شفاف آيت الله جوادي آملي را از نظام و
انقلاب و رهبري و ولايت فقيه در خطبههاي اخير نماز جمعه قم و نيز ديدار
با دانشجويان سانسور كرد و اصلا به آن نپرداخت. گويا اخبار و بيانات علما
تا جايي براي آيندهايها مقبول است كه به خيالات و تصورات آنها نزديك
باشد!
البته در تهيه و تدوين و تنظيم چنين اخباري، ردپاي برخي
شخصيتهاي روحاني و حوزوي شناخته شده ديده ميشود كه به باند قدرت در حوزه
معروف هستند!
ج) دروغهاي مضحك: دروغهاي مضحك شامل آن دسته از
دروغها ميشود كه آدم با خواندش ياد كتابها و فيلمهاي پليسي و جنايي و
تخيلي ميافتد و خنده بر لبان آدم مينشيند. مثلا چند روز قبل خبرنگار
آينده، گزارش داد چند لباس شخصي در يكي از خيابانهاي تهران با اسلحه يك
جوان را تعقيب و عاقبت او را دستگير كردند. بعد همسايهها از آن
لباسشخصيها پرسيدند كه چرا اين جوان را دستگير ميكنيد؟ آنها هم جواب
دادند كه اين جوان يك دزد است. اما خبرنگار آينده ضمن رد گفته آنها ادعا
ميكند كه آن جوان، فعال سياسي بوده است! (دقت كنيد كه در آينده،
لباسشخصي ها هميشه خطرناك و مقصر هستند!)
2- توهين به امام و انقلاب و رهبري
اگر مدتي نظرات سايت آينده را كنترل كنيد متوجه ميشويد
كه در اين قسمت از طرف خوانندگان اين سايت توهينهاي زيادي به نظام،
انقلاب، امام، رهبري و مسئولان كشور صورت ميگيرد. من موارد زيادي را جمع
آوري كردهام كه در آن به صراحت توهينهاي زيادي به امام راحل شده است و
اگر لازم با شد آنها را منتشر ميكنم.
البته اينجا ممكن است عدهاي بگويند كه نظرات خوانندگان
ربطي به مسئولان سايت آينده ندارد. مسئولان آينده هم براي فرار از اين
مساله به راحتي ميتوانند ادعا كنند كه امكان كنترل همه نظرات ميسر نيست،
اما اين بهانهي آنها پذيرفتني نيست. مثالي ميزنم. همان طوري كه ميدانيد
وضعيت نظرات وبلاگ من به صورت عمومي است و من عادت ندارم نظرات وبلاگم را
حذف كنم مگر آنكه توهيني صورت گرفته باشد. چند روز پيش دوست عزيزي برايم
ايميلي فرستاد و گلايه كرد كه چرا نظرات توهين آميز عليه امام را عمومي
كردهام كه من هم به محض اطلاع آنرا حذف كردم.
اما چنين وضعيتي در سايت آينده وجود ندارد يعني نظرات اين
سايت به صورت پيش فرض عمومي نيست و مسئولان آينده پس از بررسي نظرات آنرا
عمومي ميكنند. ضمنا توجه داشته باشيد كه آينده يك سايت است نه يك وبلاگ،
آيا ارزش و اهميت وقت گذاشتن و بررسي نظرات سايت، كمتر از يك وبلاگ است؟
ضمن اينكه مسئولان آينده آنقدر ولايتي و خط امامي هستند
كه اين روزها احساساتش به خاطر هتك حرمت بيت امام و نوه امام جريحه دار
شده است، آنوقت من چطور باور كنم كه آنها احساساتشان بخاطر هتك حرمت خود
امام در سايتشان جريحهدار نميشود؟ مساله مهمي است واقعا!
3- سانسور نظرات مخالف
مساله بعدي سانسور نظرات مخالف و پذيرفتن نظرات توهين
آميز و موافق با مطالب آينده است. به عنوان مثال، من و دوستانم در طول يك
هفته مشخص براي برخي مطالب اين سايت، نظرات خودمان را به صورت كاملا
محترمانه نوشتيم. نظراتي در دفاع از نظام، انقلاب و رهبري، اما در كمال
تعجب و برخلاف همه شعارها و ادعاهاي آزادي بيان، حتي يك نظر ما هم عمومي
نشد! از طرف ديگر تا دلتان بخواهد، نظرات مخالف ما و موافق با سايت آينده،
پاي نوشتههايشان عمومي ميشود كه بخش زيادي از آن هم توهين و اهانت به
نظام و انقلاب و رهبري است!
4- ولايت پذيري از نوع سايت آينده:
ولايت پذيري مسئولان اين سايت هم در نوع خود جالب و
خندهدار است. مثلا چند روز پيش آينده در واكنش به انتشار ويژه نامه
روزنامه ايران درباره انتخابات مطلبي نوشت با عنوان «آيا ذوب شدگان براي
نظر رهبر انقلاب ارزش قائلند؟»
در اين نوشته آمده است:«با وجود آنكه رهبر انقلاب بارها
به حمايت و تأييد شخصيت ارزشي و انقلابي مهندس موسوي پرداخته و چندي پيش
با حضور در منزل پدر مهندس موسوي، عباراتي كمسابقه را در تجليل از تدين و
سلامت نخستوزير دفاع مقدس استفاده كردهاند، رسانههاي دولتي، كماكان به
تخريب شخصيت موسوي مشغولند. در حالي كه آيتالله خامنهاي در سخنان صريح
خود بارها مهندس موسوي را شخصيتي انقلابي و ارزشي دانستهاند، رسانههاي
دولتي كه مدعي پايبندي به نظرات رهبر انقلاب هستند، با نقض آشكار سخنان
رهبري به حركت در چارچوب خط رسانههاي بيگانه ميپردازند.»
به اين ميگويند هوش و حواس از نوع آينده و ولايتپذيري از نوع مديران
آينده. چرا كه آنها سخنان و مواضع چند سال پيش و چند ماه پيش رهبر انقلاب
را به خوبي يادشان ميآيد و خيلي محكم پايبند نظرات قبلي رهبري هستند، اما
سخنان بعد از انتخابات رهبري و مواضع اخير ايشان را اصلا به خاطر
نميآورند! در اينكه رهبر انقلاب بارها از موسوي حمايت كرده حرفي نيست،
اما همه ميدانيم كه بعد از حوادث اخير، رهبر انقلاب فرمايشات ديگري هم
داشتند. از جمله اينكه فرمودند در جريان حوادث بعد از انتخابات خواص
بسياري مردود شدند!
4- احمدينژاد ملاك و معيار قضاوت آينده:
تعصب آينده در مخالفت و دشمني با احمدينژاد به حدي است كه ديگران را
هم بر اساس دشمني و دوستي آنها با احمدينژاد مورد توجه قرار ميدهد. مثلا
اگر شخصي تا همين ديروز موافق احمدينژاد بود و امروز مخالف احمدي نژاد
باشد، از نظر آيندهايها به عنوان چهرهي محبوب معرفي ميشود مثل آقاي
باهنر. از آن طرف اگر كسي جزو مخالفان و منتقدان احمدينژاد باشد، اما فقط
يك تعريف خشك و خالي از احمدينژاد بكند، فورا توسط آينده سركوب ميشود!
مثل محمدرضا تابش نماينده فراكسيون اقليت مجلس كه تنها به خاطر حمايت از
لايحه هدفمند كردن يارانهها، مورد تمسخر و توهين آينده قرار گرفت : جناب
اقليت! احمدي نژاد و توكلي را رو سفيد كرديد!
5- آينده و تيترهاي وارونه
وقتي بهانهاي براي دروغ و شايعه وجود نداشته باشد و سايت
آينده هم اصرار داشته باشد كه خبري را منعكس كند، راحتترين راه اينست كه
تيتر خبر را طوري انتخاب كند كه لااقل ذهن مخاطب خود را بمباران كند. به
همين دليل گاهي اوقات تيترهايي در آينده ميبينيم كه زمين تا آسمان با متن
خبر فرق دارد.
به عنوان مثال به اين تيتر توجه كنيد «انتقاد جواد
لاريجاني از ديدارهاي متعدد با مراجع!» اولين حسي كه با خواندن اين تيتر
به آدم دست ميدهد اين است كه جواد لاريجاني كلا با همه ديدارهاي علما و
مراجع مخالفت كرده و مخالف ديدار با مراجع است. اما وقتي متن خبر را
ميخوانيم ميبينيم كه لاريجاني دارد از گروههايي انتقاد ميكند كه
سابقه و سياستشان شهادت ميدهد كه موافق دخالت مراجع در امور مملكتي
هستند و اصلا به مساله تقليد اعتقادي ندارند:«كساني كه وجود اسلام را براي
زمان حاضر در سياست نفي مي كردند از مرجعيت براي بازي سياسي خود استفاده
كردند.» همچنين وي يادآوري ميكند كه ديدار آنها با مراجع به منظور
تاثيرگذاري بر مسائل سياسي كشور است.
آنچه خوانديد تنها گوشهاي بود از شيوههاي متعدد سايت
آينده در ايجاد و گسترش شايعه و دروغ در فضاي رسانهاي كشور. من مخالف با
نظرات و اعتقادات شخصي مديران آينده نيستم. هر كسي حق دارد كه از عقايدش
دفاع كند. مشكل من با نحوه دفاع كردن آنها از اعتقاداتشان است.
البته نبايد از نقش مديران و حاميان اين سايت هم غافل شد.
به هر حال بخش زيادي از فعاليت آينده، مديون ارتباطات پشت پرده آنها با
برخي مسئولين و شخصيتهاي بانفوذ و موثر است. به عنوان مثال آقاي فواد
صادقي به عنوان مدير سايت آينده ارتباط نزديكي با رييس دفتر سعيد مرتضوي
در دوره رياست او بر دادستاني تهران داشت و تمامي خبرهاي محرمانه در خصوص
برخورد قضايي با سايت آينده را از طريق او دريافت ميكرد. صادقي همچنين به
واسطه ارتباطهايي كه با برخي افراد و آقازادهها دارد عليرغم همه تخلفات
تاكنون توانسته سايت آينده را سرپا نگه دارد. اخيرا خبرهايي هم از ارتباط
او با رييس دفتر علي لاريجاني و معاون سابق وي در شوراي عالي امنيت ملي
شنيده شده است. به اين ميگويند روابط فراجناحي!
فواد صادقي البته در جريان حوادث بعد از انتخابات به علت
نقش سايت آينده در تحريك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگيري
بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگههاي بازجويي را چشم
بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شديد از رفتار خود، تعهد داد كه در آينده
آنها را جبران كند. وي پس از اين تعهدات آزاد شد.
جالب اينجاست كه آينده، اخيرا در واكنش به اعترافات
محمدعلي ابطحي، يادداشتهاي توهينآميزي را درباره او منتشر كرده كه اين
مساله با توجه به رفتار مشابه فواد صادقي جاي تامل دارد!
ختم كلام: چند روز پيش يادداشتي را در آينده خواندم با
عنوان «بولتن سازان چگونه شايعه پردازي ميكنند؟» از ديدن اين تيتر
خندهام گرفت. با خودم گفتم دقيقا با همان شيوه و روشي كه سايت آينده،
شايعه سازي و شايعه پراكني ميكند!